تبلیغات
دانلود سخنرانی های علامه حسن زاده آملی - در حیرتم كه چه نویسم ؟! روی سخنم با كیست ؟
پنجشنبه 30 دی 1389

در حیرتم كه چه نویسم ؟! روی سخنم با كیست ؟

   نوشته شده توسط: ب ن    

 

بسم الله خیر الاسماء
در حیرتم كه چه نویسم ؟! روی سخنم با كیست ؟ با خفته است یا با بیدار؟ اگر با خفته است ، خفته را خفته كی كند بیدار؟ و اگر با بیدار است ، بیدار در كار خود است.
و انگهی نویسنده چه نویسد كه خود نامه سیاه و از دست خویش ، در فریاد است.
پیری و جوانی چو شب و روز بر آمد
ما شب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم.
بدنوع پشمها كه رشتیم و بد جنس تخمها كه كشتیم
خرما نتوان خورد از این خار كه كشتیم
دیبا نتوان بافت از این پشم كه رشتیم.
چون از كشتزارها خود، بی خبرم آسوده می چرم ، آه اگر از پس امروز بود فردایی ! ولیكن به قول شیخ اجل سعدی:
گاه باشد كه كودك نادان
به غلط بر هدف زند تیری
كلمه ای چند تقریر شود، و نكاتی اندك تحریر گردد، شاید كه دلپذیر افتد.
مگر صاحبدلی روزی به رحمت
كند در حق درویشان دعایی
معرفت نفس ، طریق معرفت رب است ، كه از سید انبیا و هم از سید اوصیا - صلوات الله علیهما - ماثور است: من عرف نفسه فقد عرف ربه ، هر كس در خویشتن بیندیشد و در خلقت خود تفكر و تامل كند، در یابد كه: این شخص محیر العقول ، واجب بالغیر است ، بلكه خود و جمیع سلسله موجودات را محتاج به حقیقتی بیند كه طرف و سر سلسله همه است و جز او ته همه ربط محض به اویند و چون معلول ، هر چه دارد، پرتوی از علت است ، تمام اشیا را مرایی جمال حق بیند. و چون معلول به علتش قائم است علت با معلول معیت دارد نه معیت مادی و اقتران صوری ، بلكه معیت قیومی كه اضافه اشراقی علت به ما سواهاست. و چون در سلسله موجودات ، اول علت است و با همه و در همه اول اوست ، پس اول ، علت دیده می شود، سپس معلول
دلی كز معرفت نور و ضیا دید
به هر چیزی كه دید اول خدا دید
این بده در ابیاتی گفته است:
من به یارم شناختم یارم
تو به نقش و نگار، یعنی چه ؟
عقل خبیر این لطیفه را از كریمه و هو معكم اینما كنتم
در می یابد، و از گفتار حق سبحانه به كلیمش كه انا بدك اللازم یا موسی می خواند، و به سر و رمز اشارت ارسطو كه ان الاشیاء كلها حاضرات عند المبدا الاول علی الضروره و البت پی می برد. تا درجه فدرجه به جایی می رسد كه می بیند حقیقت امر، فوق تعبیر بهعلت و معلو است. و چون وجود در هر جام قدم نهاد، خیر محض و قدومش ، خیر مقدم است ، و همه خیرات از یك حقیقت فائض شده اند كه ان من شی الا عندنا خزائنه ، پس كل الكمال و كمال الكل ، ، مبدا واجب الوجود است ، و عقل بالفطره عاشق آن كمال مطلق است كه العقل ما عبد به الرحمن و اكتسب به الجنان
و جنت اهل كمال ، همان كمال است كه جنت لقاست. در ابیاتی گفته ام:
چرا زهد اندر هوای بهشت است
چرا بی خبر از بهشت آفرین است
بلكه ماسواه ، شتابان به سوی او رهسپارند. در غزلی گفته ام:
معشوق حسن مطلق اگر نیست ماسواه
یكسر به سوی كعبه عشقش روانه چیست
و متاله سبزواری چه نیكو فرموده است:
و كل ما هناك حی ناطق
و لجمال الله دوما عاشق
حالا كه عقل به فطر، طالب آن مقام است ، ناچار از موانع باید بر حذر باشد، و اگر رهزنی سد راه شد، لابد باید با او بجنگد تا به مقصود رسد، بلكه بی رهزن نخواهد بود و نتوان بود.
در این مشهد كه آثار تجلی است
سخن دارم ولی ناگفتن اولی است
و آن رهزن جز ما، دیگری نیست.
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
خوشا كسی كه در این راه بی حجاب رود
در ترجیح بندی گفته ام:
زنگ دل را زدای تا یارت
بدهد در حریم خود بارت
به خدای علیم بی همتا
حاجبی نیست غیر زنگارت
خواهش گونه گون نفسانی
كرد در دام خود گرفتارت
شد خدا بینیت ز خود بینی
رفت دینداریت به دینارت
وای بر تو اگر كه می خواهی
گرم داری به خویش بازارت
سر تسلیم بایدت بودن
گر بزارت كشند بردارت
اندرین یك دو روزه دنیا
نرسانی به خلق آزارت
تو بهشت و جهنم خویشی
تا چه خواهد كه بود اسرارت
گرچه بسیار تو بود اندك
ز اندكت می دهند بسیارت
ای بنده خدای ! به خود آی و در حضور و مراقبت می كوش كه:
در خلوتی ز پیرم كافزوده باد نورش
خوش نكته ای شنیدم در وجد و در سرورش
گفتا حضور دلبر مفتاح مشكلاتست
خرم دلی كه باشد پیوسته در حضورش
ندانم كدام ذره بی مقدار در خواب غفلت است تا بنی آدم غافل باشد، اگر چه هیچ ذره ای بی مقدار نیست كه:
دل هر ذره را كه بشكافی
آفتابش در میان بینی
یا ایها الانسان ما غرك بربك الكریك الذی خلقك فسویك فعدلك فی ای صوره ما شاء ركبك
قرآن كریم صورت حقیقیه انسان كامل است و صراط مستقیم كه یهدی الی الرشد ، یهدی للتی هی اقوم
ره رها كرده ای. از آنی گم
عز ندانسته ای ، از آنی خوار
چز بدست و دل محمد نیست
حل و عقد خزینه اسرار
بیدار باش و از تن اسایی بر كنار باش كه:
ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست
عاشقی شیوه رندان بلاكش باشد
كام حیوانی را به بی زبانها گذار، تو كه مشمول الرحمن علم القرآن خلق الانسان عمله البیان هستی ، اهل بیان باش ، خاموش باش تا گویا شوی. چشم ببند تا بینا شوی. رسول الله (ص) فرمود: غضوا ابصاركم ترون العجائب.
آب كم جوی ، تشنگی آور بدست
تا بجوشد آبت از بالا و پست
به خویشتن خطاب می كنم: ای همبازی اطفال ! ای سرگرم به قیل و قال ! ای اسیر اصطبل و علف ! ای دور از سعادت و شرف ! ای محبوس در لظای (:: آتش) هوی ! ای محروم از جنت لقاء! عمر به بی حاصلی و بوالهوسی گذشت ، چه شود كه به خود آیی و ببینی چه كسی ! بل توثرون الحیوه الدنیا و الاخره خیر و ابقی ، كلا بل تحبون العاجله و تذرون الاخره ندانم چه كسی در خانه دوست رفت و نا امید و برگشت ؟!
یك صبح به اخلاص بیا بر در ما
گر كام تو بر نیامد آن گه گله كن
چه كسی سوز دلش به التهاب آمد و برد (:: خنكای) الیقین عشق التهابش را فرو ننشاند؟
ای كه عاشق نئی ، حرامت باد
زندگانی كه می دهی بر باد
در به روی هم باز است ، دربان ندارد، تعیین وقت لازم نیست ، هیچ عنوان و رسم نمی خواهد، جز این كه:
در كوی ما شكسته دلی می خرند و بس
بازار خود فروشی از آن سوی دیگر است
كمال اصفحانی چه خوش گفته است:
بر ضیافتخانه فیض نوالت منع نیست
در گشاده است و صلا در داده ، خوان انداخته
رهرو، چه زن باشد و چه مرد، چه آسیه و مریم ، چه جنید و ابراهیم ادهم. به قول عمان سامانی:
همتی باید قدم در راه زن
صاحب آن خواه مرد و خواه زن
غیرتی باید به مقصد ره نورد
خانه پرد از جهان چه زن چه مرد
شرط راه آمدن نمودن قطع راه
بر سر رهرو، چه معجر، چه كلاه
سخنی چند در آداب سائر الی الله بیاوریم - كه پا در كفش بزرگان كنیم و تشبه به آنان كه من تشبه بقوم فهو منهم - آرزو بر جوانان عیب نیست !
1 - قرآن كه صورت كتیبه انسان كامل - اعنی (::مقصودم) حقیقت محمدیه - است ، به اندازه ای كه از ان بهره برده ای ، به حقیقت خاتم (ص) تقرب یافته ای ، اقرا و ارقه (::بخوان و بالارو) .
رسول الله (ص) فرمود: ان هذا القرآن مادبه ، فتعلموا مادبته ما التطعتم و ان اصفرا البیوت لجوف اصفر من كتاب الله تعالی. پس ای اخوان صفا و خلان وفا! به مادبه ای ایید كه فیها ما تشتهی الانفس و تلذ الاعین.
2 - ای عبادالرحمن ! تا سوره فرقان از عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض تا آخر سوره ، هر یك دستور العملی كاملی است.
3 - در باب سیزدهم و باب بیستم ارشاد القلوب دیلمی آمده است كه: قال النبی (ص) : یقول الله تعالی: من احدث و لم یتوضا فقد جفانی ، و من احدث و توضا و لم نصل ركعتین فقد جفانی ، و من صلی ركعتین و لم یدعنی فقد جفانی ، و من احدث و توضا و صلی ركعتین و دعانی فلم اجبه فی ما یسال من امر دینه و دنیاه ، فقد جفوته و لست برب جاف.
حالا كه در این عمل سهل رخیص چنین نتیجه عظیم و نفیس است ، خوشا حال آن كه از علو همت خود بعد از دادی این دستور از حق تعالی مطلبی بخواهد كه آن را زوال و نفاد نباشد، اعنی حلوت ذكر و لذت لقا وشرف حضور بخواهد، و زبان حالش این باشد كه:
ما از تو نداریم به غیر از تو تمنا
حلوا به كسی ده كه محبت نچشیده است.
4 - و كلوا و اشربوا و لا تسرفوا انه لا یحب المسرفین فضول طعام ، ممیت (::میرانده) قلب است و مفضی (::كشاننده) به سركشی نفس ‍ و طغیان اوست ، و از جل خصال مؤ من ، جوع (::گرسنگی) است. نه چندان بخور كز دهانت بر آید
نه چندان كه از ضعف جانت بر آید
5 - همان طور كه فضول طعام ، ممیت قلب است ، فضول كلام نیز از قلب قاسی بر خیزد. از رسول الله (ص) روایت است: لا تكثروا الكلام بغیر ذكر الله ، فان كثره الكلام بغیر ذكر الله ، قسو القلب ، ان ابعد الناس من الله القلب القاسی.
6 - محاسبت نفس ، كه امام كاظم (ع) فرمود: لیس منامن لم یحاسب نفسه فی كل یوم ، فان عمل حسنا، استزادالله ، و ان عمل سیئا، استغفرالله تعالی منه و تاب الیه.
7 - مراقبت و این مطلب عمده است. قال الله تعالی: و كان الله علی كل شی رقیبا. و قال النبی (ص) لبعض اصحابه: عبدالله كانك تراه ، فان لم تكن تراه ، فهو یراك.
8 - الادب مع الله تعالی فی كل حال در باب چهل و نهم كتاب ارشاد القلوب دیملی آمده است: روی ان النبی (ص) خرج الی غنم له و راعیها عریان یفلی ثیابه ، فلما راه مقبلا لبسها، فقال النبی (ص) : امض فلا حاجه لنا فی رعایتك.فقال. و لم ذلك ؟!) فقال: انا اهل بیت لا نستخدم من لا یتادب مع الله و لا یستحیی منه فی خلوته.
9-العزله. سلامت در عزلت است. با خلق باش و نباش.
هرگز میان حاضر و غائب شنیده ای
من در میان جمع ودلم جای دیگر است
10 - التههجد، و من اللیل فتهجد به نافله لك عسی ان یبعك ربك مقاما محمودا و قل رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق و اجعل لی من لدنك سلطانا نصیرا.
11 - التكفكر، قال الله تعالی: الذین یذكرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم و یتفكرون فی خلق السموات و الارض ، ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانك فقنا عذاب النار.
12 - ذكر الله تعالی فی كل حال قلبا و لسانا. قوله سبحانه: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفه و دون الجهر من القول بالغدو و الاصلا و لا تكن من الغافلین ان الذین عند ربك لا یستكبرون عن عبادته و یسبحونه و له یسجدون.
13 - ریاضت در طریق علم و عمل بر نهجی (شیوه ای) كه در شریعت محمدیه (ص) مقرر است و بس ، كه علم و عمل برای طیران به اوج كمال و عروج به معارج به منزلت دو بالند.
14 - اقتصاد یعنی میانه روی در مطلق امور حتی در عبادت.
15 - مطلب در دو كلمه است: تعظیم امر خالق ، و شفقت با خلق. فرزانه آن كه خواهد تعظیم امر خالق
دیگر كه باز دارد از خلق شر و شورش
گفتار بسیار است ، ولی دو صد گفته چون نیم كردار نیست ، تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.
و السلام علی من اتبع الهدی
قم ، حسن زاده آملی
21/3/1349ه. ش

dungeon hunter 4 cheats
جمعه 4 اسفند 1396 05:42 ب.ظ
شما واقعا این را با ارائه خود به نظر می رسانید، اما من این موضوع را در واقع چیزی است که من هستم
فکر می کنم هرگز نمی فهمم به نظر می رسد بیش از حد پیچیده و بسیار گسترده ای برای من.

من منتظر پست بعدی شما هستم، سعی خواهم کرد
از آن آویزان شوید
Ilana
پنجشنبه 16 آذر 1396 11:02 ب.ظ
It's very straightforward to find out any matter on net as compared to books, as I found this
piece of writing at this website.
melisshop21.mihanblog.com
شنبه 10 تیر 1396 01:48 ق.ظ
Hello There. I found your blog using msn. This is a very well written article.
I'll make sure to bookmark it and return to read more of your useful information. Thanks for the post.
I will certainly return.
amadaolgin.jimdo.com
شنبه 30 اردیبهشت 1396 09:02 ب.ظ
Hi there! I know this is kinda off topic but I was wondering if you knew where I could locate a captcha plugin for my comment
form? I'm using the same blog platform as yours and I'm having difficulty
finding one? Thanks a lot!
بینش مطهر دانشگاه گیلان
پنجشنبه 7 بهمن 1389 12:54 ق.ظ

من یك ساروی هستم كه در دانشگاه گیلان درس میخونم. علامه رو هم
دوست دارم . وبلاگ بسیار خوبی دارید حتما به وبلاگ زیر كه من مسول آن هستم سر بزنید
و نظر دهید ممنون التماس دعا
راستی آیا شما از شاگردهای علامه هستید ؟؟؟؟؟
www.bmotahharg.mihanblog.com
پاسخ ب ن : نه دوست عزیز ما كجا أقا كجا ما فقط توفیق دیدار ایشان رو بارها داشتیم و مسیر بیراهمونو ایشون عوض كردند.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر