تبلیغات
دانلود سخنرانی های علامه حسن زاده آملی - باب نهم دفتر دل علامه حسن زاده آملی
دوشنبه 15 خرداد 1391

باب نهم دفتر دل علامه حسن زاده آملی

   نوشته شده توسط: ب ن    نوع مطلب : دفتر دل علامه حسن زاده آملی ،


1- به بسم الله الرحمن الرحیم است  دوایى را كه درمان سقیم است
2- شفاى دردهاى خویش یكسر   ز بسم الله میجو اى برادر
3- در این ماثور بسم الله ار قیك   من كل داء یعینك نگر نیك
4- كه درداء تن تنها نمائى   چه نسبت داء تن را باروانى
5- كه بیمارى تن آنرا چو سایه است  بود این ختنه و آن قطع خایه است
6- بلى بیمارى تن را آمد هست   ولى بیمارى جان تا ابد هست
7- ترا بسم الله از داء تن و جان   زآفات بنى انس و بنى جان
8- یگانه رقیه و عوذه واقى است   چه حق سبحانه شافى و باقیست
9- ولى اندر نظام آفرینش   بباید آدمى را هوش و بینش
10- كه با القاى اسباب و وسانط   شود تا یثر بسم الله ساقط
11- امور توبه اسبا بند جارى   جز این صورت نیابد هیچ كارى
12- تورب مطلقى را بى مظاهر  رفكر نارسا دارى به خاطر
13- كه بى خورشید و ابر و باد و باران  هر آن خواهى خدا بدهد ترا آن
14- نبارد دیده ابر بهارى   نبنید دیده تو كشت رازى
15- نباشد ماه خورشید و ستاره   كجا كار جهان گردد اداره
16- زرتق و قتق برق و غرش رعد  بیابى نعمت ما قبل و ما بعد
17- نباشد نقطه اى بر رق منشور  جز اینكه حكمتى در اوست منظور
18- روا نبود در آن یك نقطه تعطیل  ندارد سنتش تبدیل و تحویل
19- چه از یك نقطه اى انسان عنسیت  كه انسان را بقاء وزیب و زین است
20- نباشد نطفه ات جز نقطه اى بیش  درین دو نقطه اى خواجه بیندیش
21- كه یك نقطه ترا باشد مقوم   دگر نقطه ترا باشد متمم
22- بود هر نقطه ات چندین كتابى  اگر اهل خطابى و حسابى
23- كدامین نقطه در این رق منشور  تو پندارى كه باشد غیر منظور
24- اگر یك نقطه اش گردد مبدل  همه اعضاى او گردد مخبل
25- اگر یك نقطه اش گردد محول  بینى چرخ عالم را معطل
26- نه عجز است این كه محض حكمتست این  در اول هر چه مى بینى خدامین
27- اله آسمان است و زمین است  چه پندارى جدا از آن و این است
28- خدایى را كه باشد غیر محدود  مر او را مى نگرد رظل ممدود
29- خدا بود است و جز او را نمود است  نمود هر چه مى بینى زبود است
30- برو در راه حق جویى كامل  برون آ از خدا گویى جاهل
31- كه در ان سوى هفتم آسمان است  لذا از دیده مردم نهان است
32- مرا شهر و ده و كوه و در و دشت  بروى دلستانم هست گلگشت
33- حدیثى را كه صرف نور باشد  در اینجا نقل آن منظور باشد
34- شنیدى آنكه موساى پیمبر   شده بیمار و افتاده به بستر
35- بدرد خویشتن افتان و خیزان  شكیبایى نمود و شكر سبحان
36- طبیبى را نفرموده است حاضر  زحق درمان خود را بود ناظر
37- كه مى باشد حبیب من طبیبم   چه درمانست و دردم از حبیبم
38- خطابش آمد از وحى الهى   كه گراز من شفاى خویش ‍ خواهى
39- نیاید تا به بالینت طبیبى   ندارى از شفاى من نصیبى
40- طبیبى آمد و داده دوایت   دوا خوردى زمن یابى شفایت
41- كه كار من بحكمت هست دائم  بحكمت نظم عالم هست قائم
42- تو بى اسباب خواهى نعمت من  بود این عین نقض حكمت من
43- طبیب تو دوا داده خدا داد   دواى تو شفا داده خدا داد
44- طبیب تو خدا هست و خدا نیست  دواى تو شفا هست و شفا نیست
45- درایت دارزر ینگونه روایت  كه باشد بهر ارشاد و هدایت
46- روا نبود گمان ناروا را   حریم قدس سر انبیا را
47- روایتها چو آیتها رموزند   معانى اندر آنها چون كتورند
48- نه هر كس پى برد آن رمزها را  كه عاشق مى شناسد غمزها را
49- بخواند چشم عاشق غمز معتوق  نه تو مصداق آنى و نه مصدوق
50- چه میخوانى زحم و زطس   چه میدانى زطر و زیس
51- چه باشد ق و چه معنى دهدن  زن و القلم و ما یسطرون
52- چه دادیها كه باید طى كنى طى  كه تا آن رمزها را پى برى پى
53- تحمل بایدت در تیه بلوى   كه بینى نزول من و سلوى
54- چه پیمودى تو از منزل بمنزل  هزار و یك بیابى دفتر دل
55- هزار و یك زاسماى خداوند   در این منزل بمنزل زاد راهند
56- اگر از آن بگویم اند كى را   ندارى باورم از صد یكى را
57- نه تنها درس و بحث و مدرسه بود  تبرى از هوى و وسوسه بود
58- دل بشكتسه و آه سحرگاه   مرا از آن رمزها بنمود آگاه
59- زهر یك دانه در كوثر من   به بینى خر منى را در بر من
60- بلى این دانه ها حب حصید است  امید اندر لدنیا و مزید است
61- نوید قاف قران مجید است   صعود قاف صعب است و شدید است
62- زالفاظ همانند روازن   معانى را كه مى باشد معادن
63- چگونه میتوانى كرد ادراك   چه نسبت خاك را با عالم پاك
64- ولى انفاست یاران حقیقت   مدد باشد دراین طى طریقیت
65- مپندارى كه از بعد مسافت   ترا رو آورد آسیب و آفت
66- چو با صاحبدلانت آشنایى است  بهر دادى ترا راه رهایى است

باب نهم دفتر دل علامه حسن زاده آملی


1- به بسم الله الرحمن الرحیم است   دلى با دل حمیم است و صمیم است
2- - چو ارواحند خلق دسته دسته    همى پیوسته هستند و گسسته
3- دلى را با دلى پیوسته بینى    دلى را از دلى بگسسته بینى
4- در این معنى یكى نیكو روایت   حكایت مى نمایم از برایت
5- چو بهر بیعت آمد ابن ملجم   به نزد خسرو خوبان عالم  

6- بنزد قطب دین و محور دل    على ماه سپهر كشور دل
7- على نور دل و تاج سر دل    على سر لوحه سر دفتر دل

8- چو مولى عارف سر القدر بود    پس از بیعت مر اورا خواهد و فرمود

9- كه بیعت كرده اى با من بیارى   جوابش داد بن ملجم كه آرى
10- دوبار دیگرش مولى چنان گفت   میان جمع بن ملجم بر آشفت
11- كه با من از چه رو رفتارت این است   فقط با شخص من گفتارت این است

12- نمودم بیعت و بهر گواهى    مرا فرمان بده بر هر چه خواهى
13- بفرمود از تو از یاران مایى   نباشد جان یاران را جدایى
14- دل من با دل تو آشنا نیست    دو جان آشنا از هم جدا نیست
15- روایتهاى طینت اندرین سر    براى اهل سر آمد مفسر
16- عجب احوال دلها گونه گون است   بیا بنگر كه دلها چند و چون است
17- دلى چون آفتاب پشت ابر است   دلى مرده است و تن او را چو قبر است
18- دلى روشنتر از آب زلال است   دلى تیره تر از روى ذغال است
19- دلى استاره و ماه است و خورشید   دلى خورشید او را همچو ناهید
20- دلى عرش است و دیگر فوق عرشست   كه فوق عرش را عرشت چو فرشست
21- دلى همراه با آه و انین است   دلى همچو تنور آتشین است
22- دلى چون كوره آهنگران است   دلى چون قله آتش فشان است
23- دلى افسرده و سرد است چون یخ   سفر از مزبله دارد به مطبخ ‌
24 زمطبخ باز آید تا به مبرز    جز این راهى نپیموده است یك گز
25- غرض اى همدل پاكیزه خویم   كه اینك با تو باشد گفتگویم
26- چو دلها را خدا از گل سرشته است   بدلها مهر یكدیگر نوشته است

27- دلت را با دل من آشنا كرد    نه تو كردى نه من كردم خدا كرد

28- درون سینه ام در هیچ حالى    نبینم باشد از مهر تو خالى
29- دل از دوران نزدیكش ببالد    زنزدیكان دور خود بنالد
30- چو روح ما بود نور مجرد    درین ظرف زمان نبود مقید
31- نه از طى مراحل در عذابست   نه از بعد منازل در حجابست
32- كى عنقاى عرشى آشیانست   رسد جایى كه بى نام و نشانست

33- یكى سیمرغ رضوان جایگاهست   كه صد سیمرغ او را پركاهست
34- ببین این گوهرى كه خاك زاداست   بسیط است و مبرى از فساد است
35- مركب را كه چندین آخشیج است   تباهى در كیمن او بسیج است
36- كه بتواند زخاك مرده بیرون   نماید زنده اى بى چند و بیچون
37- كه بتواند زخاك مرده خارج    نماید زنده اى را ذوالمعارج
38- بیابد رتبت فوق تجرد    رسد تا فیض اول در تو حد
39- پس آنگه ما سوى گردد شجونش   چنانكه حق تعالى و شئونش
40- حدیث من رآنى قدراى الله    ترا در این معانى میبرد راه
41- بلى انسان بالفعل است و كامل   كه او را این توحد گشت حاصل
42- چو بیند خویشتن را نور مرشوش   سلونى گوید از سرها رود هوش
43- بپرسید هر چه مى پرسید فى الحال   منم جبریل و اسرافیل و میكال
44- منم اسحق و ابراهیم و یعقوب   منم موسى و هود و نوح و ایوب

45- بصورت هم نشین با شمایم    به معنى انبیاء و اولیایم
46- به تن فرشى بدل عرشى منم من   حجاب عرش دل شد پرده تن
4- بظاهر اندرین منزل مقیمم    بباطن حامل عرش عظیمم
48- قلم مى باشم و لوح الهى    ازین لوح و قلم هرچه كه خواهى
49- ندارد باورش نادان بى نور    چه بیند چشم كور از چشمه هور
50- قلم از صنع تصویر معانى    به لوح دل دهد نقش جهانى
51- ز تصویرش اگر آید به تقریر   كه را یاراى تسوید است و تحریر
52- هزاران مثل آنچه دیده بیند    تمثلهاى آن بر دل نشیند

 


How do you strengthen your Achilles tendon?
دوشنبه 27 شهریور 1396 02:20 ب.ظ
I'm curious to find out what blog platform you have been working with?
I'm having some minor security problems with my latest site and I'd like to find
something more risk-free. Do you have any suggestions?
popejimhusqugv.exteen.com
شنبه 14 مرداد 1396 05:30 ب.ظ
You really make it seem so easy with your presentation but I find this
matter to be really something that I think I would never understand.
It seems too complex and extremely broad for me. I'm looking forward for
your next post, I will try to get the hang of it!
free std testing near me
یکشنبه 4 تیر 1396 11:42 ب.ظ
core از خود نوشتن در حالی که صدایی مناسب در آیا واقعا نشستن خوب با من پس از برخی از زمان.
جایی درون جملات شما در واقع موفق به من مؤمن متاسفانه فقط برای while.
من با این حال کردم مشکل خود را با جهش در منطق و
یک ممکن است را خوب به کمک پر کسانی
که شکاف. در این رویداد شما در واقع که می توانید انجام من خواهد قطعا بود تحت تاثیر قرار
داد.
Winnie
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 06:09 ق.ظ
Hi, always i used to check web site posts here early in the dawn, for
the reason that i love to gain knowledge of more and more.
شیخ صادق ارجمند
سه شنبه 3 مرداد 1391 08:00 ب.ظ
عالی بودممنون
شیخ صادق ارجمند
سه شنبه 3 مرداد 1391 07:55 ب.ظ
عالی بود ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر