تبلیغات
دانلود سخنرانی های علامه حسن زاده آملی - باب یازدهم دفتر دل علامه حسن زاده آملی
شنبه 14 بهمن 1391

باب یازدهم دفتر دل علامه حسن زاده آملی

   نوشته شده توسط: ب ن    نوع مطلب : دفتر دل علامه حسن زاده آملی ،


۱- به بسم الله الرحمن الرحیم است   كه بینى نطفه اى در یتیم است
2- ببین از قطره ماء مهینى   فرشته آفریده دل نشینى
3- ز سیر حبى ماء حیوتى   بروید ز ابتدا شاخ نباتى
4- همى در تحت تدبیر خداوند   در آید صورتى بى مثل و مانند
5- كه در ذات و صفات و در فعالش   به نحو ا كمل است عین مثالش
6 - تعالى الله كه از حما مسنون   مثال خویش را آورده بیرون
7- نگر در صنع صورت آفرینت   بحسن طلعت و نقش جبینت
8- به یك یك دستگاههاى چنانى   كه دارى از نهانى و عیانى
9- ازین صورت كه یكسر آفرین است   چه خواهد آنكه صورت آفرین است
10- تعالوا را شنو از حق تعالى   ترا دعوت نموده سوى بالا
11- چه بودى مرتعالى را تو لایق   تعالوا آمدت از قول صادق
12- چه میخواهى درین لاى و سخنها   چرا دورى ز گلها و چمن ها
13- تویى آخر نگار هم نشینش   بزرگى جانشین بى قرینش
14- نبودت هیچ فعلى و تمیزى   درین حدى كه سلطان عزیزى
15- چه بعدى حاصل چون سرمایه دارى   براه افتى و كام دل برآرى
16- طریق كام دل یابى دوگونه است   یكى اصل و دگر فرع و نمونه است
17- یكى اكلو امن فوق است و دیگر   بود از تحت ارجل اى برادر
18- بود از تحت ارجل علم رسمى   كه پابندت شود همچون طلسمى
19- بود علم لدنى اكل از فوق   كه فوقانى شوى با ذوق و با شوق
20- ز اكل فوقت ار نبود نصیبى   ز تحت ارجل است دیو عجیبى
21- تو انسانى غذاى تو سماوى است   علوم رسمیت صرف دعاوى است
22- اگر اهل نمازى و نیازى   برون آ از دعاوى مجازى
23- علوم رسمى ار نبود معدت   ترا رهزن شود مانند ضدت
24- چو كردى علم اصلى را فراموش   گرفتى علم رسمى را در آغوش
25- گرت سجف تخینى نیست حاجب   ترا بودى لقاء الله واجب
26- همى خواهم زدرد خود بنالم   مپندارى كه از این قیل و قالم
27- بخواهم فضل خود را بر شمارم   كه من از این دعاوى بركنارم
28- كسى كو بر جناح ارتحال است   كجایش اینچنین فكر و خیال است
29- همه دانند كاین آزاده از پیش   بنوده در پى آرایش خویش
30- مرا از خود ستایى عار آید   كه جز نابخردون را نشاید
31- چو این آرایش است آلایش من   نبوده هیچگاهى خواهش ‍ من
32- مرا دردى نهفته در درونست   كه وصف آن زگفتگو برونست
33- بسى روز و بسى سال   گذشته از من برگشته اقبال
34- كه سیر گرم به قیل و قال بودم   یكى دل مرده بیحال بودم
35- صرفت العمر فى قیل و قال   اجبت النفس عن كل سوال
36- به چندین رشته از منقول و معقول   تسلط یافته ام معقول و مقبول
37- نعت با صرف و نحو انسان كه خواهى   چنانكه هست آثارم گواهى
38- بدیع و با بیان و با معانى   بدان نحوى كه میخوانى و دانى
39- بتدریس و به تعلیق مطول   بچندین دروه اش بودم معطل
40- به شرح شاطبى در علم تجوید   كلام اندر شروح متین تجرد
41- اصول و فقه و تفسیر و روایت   دگر علم رجال و با درایت
42- ریاضى و نجوم و علم آلات   بمن ارجاع میگردد سوالات
43- فنون حكمت و تدریس عرفان   چنان هستم كه در تفسیر قران
44- بقران اشنایى آنچنانم   كه خود یك دوره تفسیر آنم
45- نه تفسیر عبارات و ظواهر   كه ساحل بین در آن حد است ناظر
46- به تفسیرى كه باشد انفسى آن   كز آفاقى فزون باشد بسى آن
47-بسالى چند اندر علم ابدان   بنزد اوستاد طب فنان
48- زقانونچه گرفته تا بقانون   فرا بگرفته ام مضبوط و موزون
49- دگر هم شد فنونى پاى بندم   كه شاید بر جنون خود بخندم
50- فنونى هر یكى علم غریب است   نه هر كس را به نیل آن نصیب است
51- دلم از اشنا غرقاب خون است   چه پندارى كه از بیگانه چونست
52- تبعلیقات اسفار و اشارات   ترا باشد فتوحات و بشارات
53- حواشى بر تفاهم آنچنان است   كه مراهل بصیرت را عیان است
54- به تمهید و به مصباح فنارى   حواشى باشدم مثل درارى
55- بشرح قیصرى كو بر فصوص است   حواشى ام همانند نصوص ‍ است
56- فصوص فارابى و شیخ اكبر   نمودم شرح زاول تا به آخر
57- به تعلیقات تحریر مجسطى   چنانكه بر اكر شرح و بسطى
58- یكى بر اكر مانالاووس است   دگر بر اكر تاوذوسیوس است
59- اصول او قلیدس را سراسر   نمودم تحتیه تا شكل آخر
60- به شرح كامل زیج بهادر   بسى سر برده ام بیخواب و بیخور
61- به چندین رشته در علم اوائل   نوشتم من بسى كتب و رسائل
62- نمودم نقد عمر خویش تزییف   كه اینك باشدم بسیار تالیف
63- چه حاصل اریكایك را كنم یاد   كه درهاون چه سودى سودن باد
64- گهى با جیب و ظلم كار بودى   شب و روزم عروسم یار بودى
65- زظلل مستوى قدم دو تا شد   گه بگرفتن جیب عصا شد
66-- گهى ربع مجیب بود دستم   گهى ذات الحلق را كار بستم
67- گهى درس شفا بود و اشارات   گهى بحت قضا بود و تجارات
68- گهى در گفتن اسفار دل خوش   گهى از سفتن اشعار دل خوش
69- گهى در محضر استاد لاتین   سه لا آن باشد و سى بود این
70- علاقه با كولداژه و لاروس   چنان بودى كه با مغنى و قاموس
71- گهى در جدول اوفاق بودم   گهى با اطلس آفاق بودم
72- بسى با نقشه هاى آسمانى   نمودم آسمان را دیده بانى
73- بسى شبها نشستم گاه و بیگاه   كه از سیر كواكب كردم آگاه
74- بقدر و طول و عرض و برج و صورت   جهتها یك بیك مى یافت صورت
75- من و ماه و شبانگاه و ستاره   بروى یكدیگر اندر نظاره
76- مرا با شاهد آن آسمانى   شبها بود بس راز نهانى
77- بسویم صورت هر یك ستان بود   ستان بود و چه نیكو دلستان بود
78- مرا صورت بدانها هم ستان بود   تفاوت از زمین تا اسمان بود
79- بر مز عاشقى چشمك به چشمك   شدم تا آشناى با یكایك
80 زمینى آسمانى شد چنانه   نبینى فاصلى اندر میانه
81- كه اینك نقشه اى از اسمانم   چو بینى اطلس بى نقش جانم
82- چنان دل بر سر افلاك بستم   كه عمرى با مجسطى مى نشستم
83- چنان در فن اسطرلاب ماهر   كه هم بر صنعتش استاد قادر
84- چنان در پیشه ام استوار بودم   كه روز و شب همى در كار بودم
85- بدست خویشتن چندى رسائل   نوشتم از بزرگان اوائل
86- بعمرى در پى جمع كتابم   كتاب من فزوده بر حجابم
87- چو با خود آمدم زان گیر و دارم   بگفتم اى یگانه كردگارم
88- دلى كو با جنابت نیست مانوس   بیفتد سرنگون چون ظل معكوس
89- اگر دنیا نكردى از تو دورم   اگر از من نه بگرفتى حضورم
90- نبودى مر مرا تدریس تصنیف   بدم فارغ زهر تكذیب و تعریف
91- درین دو روزه گیتى مرد عاقل   كجا دل مى نهد بر جیب و بر ظل
92- مرا از لطف تو امیدوارى   و گرنه خاك بر فرق حمارى
93- زیادت گر نه این دل كام گیرد   زمامونى كجا آرام گیرد
94- اگر نام تو نبود در میانه   متمم با علم باشد بهانه
95- زتتلیث و زتربیع و زتسدیس   بود بى یاد تو تزویر و تلبیس
96-اگر وجه دلار اى عروس است   بوجه تو فسوس اندر فسوس ‍ است
97- زجفر و زیج و اسطر لاب واعداد   بر آید از نهادم داد و فریاد
98- رخام و لنبه و كره رزقاله   نداده حاصلى جز آه و ناله
99- یكایك این هنرها و فنونم   جنونى را فزوده بر جنونم
100- بوفق اقتضاى وقت و حالم   حكایت از دلم كرده مقالم
101- سخن خاكستر است و حال آتش   چه آتش عین نار الله ذاتش
102- زخاكستر از و باشد نمودى   نمود سایه دورى زدود
103- نگویى زین سخنهاى اساسى   كه نعمتهاى حق را ناسپاسى
104- نه كفر انست بلكه عزم و همت   نمودم جزم در تحدیت نعمت
105- سپاست حضرت پروردگار است   نه روى افتخار و اغترار است
106- مقام شكر احسان فوق این است   كجا در طاقت این مستكین است
107- اگر خود صاحب حالى كه دانى   و گرنه هر چه ام خواهى بخوانى
108- علوم اصطلاحى نعمت اوست   ولى بى سوز عشقش نقمت اوست
109- ترا انبار الفاظ و عبارات   چه حاصل میدهد غیر خسارات
110- چو نبود نور علم یقذف الله   چه انبارى زالفاظ و چه از كاه
111- نه بلكه نزد مردان دل آگاه   بقدر و قیمت افزونى است با كاه
112- یكى را گفته اند در علم منحط   گرفتارى به اقوى بود و احوط
113- چو عارى بود از حلیت تقوى   همى بردین حق میداد فتوى
114- نه اهل دین و نه مرد عمل بود   اسیر نفسش آن دیود غل بود
115- كلام حضرت پروردگار است   مثله كمثل الحمار است
116- زگفتارم مباش ایخواجه دلریش   برو در خلوتى در خود بینیدش
117- ترا تا وسوسه اندر نهاد است   هر انچه كشته اى در دست بادات
118- قیاسات توهم یكسر عقیم است   چرا كه اهر من با تو ندیم است
119- به حرمان درونى و برونى  
 زندمان برونى و درونى
120- ندیمان تو باشد رهزنانت   كه بسته ره زآب و ره زنانت
121- بسى فعل تو در محراب و منبر   براى قرب جهال است یكسر
122- عوامت كرده بیچاره زبخ بخ   ازین بخ بخ ترا گرم مطبخ ‌
123- ترا از مطبخ گرمت چه عارى   كه در باطن خود آكل نارى
124- گل اندامى و جانت گند نازار   زبوى گند ناخلیق در آزار
125- بكن از بیخ و از بن گند ما را   مربخان اینهمه خلق خدا را
126- زنفس شومت اى حراف كربز   به لمز و همز و غمزى و تنابز
127- گمانت اینكه با حرج عبارات   به كر و فرو ایماء و اشارات
128- سوار فرفتى و براقى   ورم كردى و پندارى كه چاقى
129- مر این نخوت ترا داء اعضال است   علاجش خر بمرگ تو محال است
130- هدر آخواجه از كبر و ریائى   گدایى كن كه یابى كبریائى
131- در این درگه دل بشكسته باید   تن خسته دهان بسته باید
132- دل بشكسته مراة الهى است   زآیات و زاخبارم گواهى است
133- شنیدى آنچه ازجام جهان بین   همین بشكسته دل باشد همین این
134- از و بینى عیان و هم نهان را   جهان و هم خداوند جهان را
135- كه از این لذت دیدار هستى   رباید آنچنانت وجد و مستى
136- و گر لذات حیوانى دانى   نه لذاتش بخوانى و نه دانى
137- ولیكن دیو نفست چیره گشته است   كه جان نازنینت تیره گشته است
138- چه دیوى بدتر از دیو زلاراست   كه اندر كار خود بس نابكار است
139- ز وسواست هرنمیهاى زهرن   زخرمنها بیك دو دانه ارزن
140- فتادى دور و نزدیكى بمردن   همى در مطبخ گرمى بخوردن


hack para cam4
دوشنبه 6 آذر 1396 06:32 ب.ظ
این یک افتخار است که شما یک دکمه اهدا ندارید! من قطعا به این وبلاگ برجسته اهدا می کنم!
برای این که فکر میکنم برای نشانه گذاری و اضافه کردن خوراک RSS به حساب Google من تنظیم شده است.
من منتظر به روز رسانی های جدید هستم و این وبلاگ را با گروه فیس بوک خود به اشتراک می گذارم.

به زودی گپ بزنید
How does Achilles tendonitis occur?
یکشنبه 26 شهریور 1396 07:14 ب.ظ
Thanks in support of sharing such a good thinking,
piece of writing is fastidious, thats why i have read it entirely
Hannelore
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:40 ق.ظ
Woah! I'm really enjoying the template/theme of this website.
It's simple, yet effective. A lot of times it's tough to get that "perfect balance" between user friendliness and visual appearance.
I must say you've done a great job with this. Also, the blog
loads super fast for me on Internet explorer. Exceptional Blog!
Thurman
جمعه 22 اردیبهشت 1396 11:42 ب.ظ
Link exchange is nothing else however it is simply placing the other person's weblog link on your page at suitable place
and other person will also do similar for you.
آوا
دوشنبه 4 فروردین 1393 01:06 ق.ظ
خیلی زیبا بود خوشحال میشم به وبلاگ منم سربزنید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر